خلاصه ترجمه کتاب: بن بست تاریخی روشنفکران، اندیشمندان غربی یکدیگر را بابت پوچ گرائی تخطئه می کنند



تورم ذهن : روشنفکران اروپایی و سیاست

نویسنده:دیوید سیسنز
27/10/2016
David Sessions
 The Deflationary Mind
سیر تحول نظریه پردازی غربی از نقد نظریات شروع شد تا درمسیر تقابل ، تخاصم و تناقض یکدیگر قدم گذاشت و در حال حاضر درآستانه فروپاشی اردوگاه روشنفکری غرب ،قابل مشاهده است که  درخواست محاکمه ومجازات برای خطاکاران نظریه پرداز به رویه ی معمول در تحلیل و تفسیرهای رومره تبدیل گردیده است....
کتاب زیر یکی از شواهد متنوع دراین مرحله است:
در 6 سپتامبر /  2016، یک نسخه تجدید نظر شده از کتاب « ذهن بی پروا : روشنفکران در سیاست» نوشته ی استاد علوم انسانی دانشگاه کلمبیا، مارک لی لا(این کتاب برای اولین بار در سال 2001 منتشر شده است)، همچنین اوکتاب  دیگر ی با عنوان  «: ذهن آشفته  درموضوع سیاست ارتجاعی »  منتشر کرده است. که این عنوان مقاله  اصلی  درکتاب پیشرو ست: تورم ذهن )، که بوسیله  دیوید  سیشنز، دانشجوی دکتری در تاریخ، فرهنگ مدرن اروپایی در دانشگاه بوستون،نوشته شده و  یک نقد برای دو کتاب فوق الذکر است
 ... در ذهن این روشنفکران اروپایی چه گذشته است، چیزی پیچیده‌تر، چیزی نسنجیده تر از نتایج حاصله که درد بشریت را علاج نکرد؟ در سیاست آنها به دنبال چه بودند؟ این کتاب می‌کوشد به این سئوالات بپردازد...
  در دهه نود برخی از طرفهای برجسته تر آنگلو-آمریکایی از تاریخ فرهنگی اروپا، در دهه نود، بمنظور  تسویه حساب به صحنه آمدند. از این رو، آنها مهمترین اندیشمندان  فردریش نیچه ، مارتین هایدگر ، جورج باتای ، ژان پل سارتر، لوئیس آلتوسر و میشل فوکو و ژاک دریدا، را به اضافه  چندتن دیگر  از روشنفکران را  از دوقرن گذشته  در دادگاه «پایان تاریخ»به جرم تفکر غیر مسئولانه فرهنگی، و حمایت ازاستبداد و اساطیر یوتوپیائی حاضر کردند..
تا برای مخاطبان سیستم لیبرالی آشکار شو د که  فلسفه قرن بیستم اروپا درشکست سرمایه داری جهانی لیبرال کشورهای انگلیسی زبان نقش اصلی داشته است. و در آن پروسه «مسئولیت فرهنگی» دارد دراین رابطه  دو مورخ انگلیسی تونی جات در نقد کمونیسم پس از جنگ با روشنفکران  فرانسه، و مارک لی لا در مقالات خود  نظریه پردازان اروپایی در سیاست  عمل گرایی انقباضی لیبرال انحصارطلب را  در موضعی برخورد فرهنگی  مورد نکوهش قراردادند..

 بنابراین  نظریه پردازان قرن گذشته اروپایی گنج گرانبهائی از اندیشه نقدی در مورد لیبرالیسم ، سوسیالیسم ، سرمایه داری و امپراتوری و چالش های برخورد فرهنگی تولید کرده اند..
نگاه «واقع گرائی»(reality-based community) نخبگان امریکا، در پایان قرن بیستم، شبیه به تکبر، کوته بینانه  آنها درهوشیاری نسبت به  مسئولیت شان بود. این نخبگان به خود اجازه دادند که به این باور برسند که پیروزی آنها همواره به صورت تاریخی دائمی است ..آنها برهمین اساس
هرپروژه ی را که به نجات اجماع پایان تاریخ می توانست کمک کند ملغی اعلام کردند.
فلسفه اقیون "واقع گرائی"در «ذهن بی پروا» ازنظر "لی لا"  در نتیجه سیاست عدم اعتماد بنفس،برای رسیدگی به هر گونه عدم تعادل ساختاری بوجود آمده است.
 «ذهن بی پروا»،   مقررات فرهنگی پیشرفت  در زمان و مکان و سنت های فرهنگی و فرهنگ سیاسی،را باید پیدا می کرد که این  «رویاهای جنون آمیز» خود متفکران را فریب داده است و لذا پاسخ آنها برای مقابله با  آسیب های مرتبط نیز از آن پایه  ارائه می کند ..
در هر صورت، " لی لا" اذعان می کند که تاریخ وقتی  « از خود راضی» بوده که در دهه نود این روال ظهور کرده و دچار اشتباه شده است  و از آنموقع تاکید لیبرالیسم بر حقوق و فردگرایی لیبرال و رشد اقتصادی به یک «دگم ظاهراً نرم» سخت تبدیل شده است..
که برای مثال: هدف از ان می تواند به استثناء کردن ادبیات سیاسی آمریکا از نقد سیاسی اسرائیل ذکر کرد...
و یا نمونه دیگر تحلیلی از ریاست جمهوری اوباما،: «آمریکایی ها معتاد به شعار امید شده اند ».  اوباما نتواست انتظارات را براورده کند، که به نوبه خود  او حتی موجب رنجش   کودکان هم شد، تا جائیکه بستنی  "دونالد ترامپ" و "برنی ساندرز"  جای  وعده های تو خالی اورا گرفت  »..
به نظر می رسد که چشم انداز فکری ذهن تورم، که به دهه نود می گردد تنها  قادر به ارائه چیزی  بنام پوچی و کلیشه شگفتی در "امید سیاسی" بوده است،  و در صنف طبقه کارگر در قرن بیستم ویکم خود را نشان داده که این طبقه  فاقد امنیت شغلی و اجتماعی شده و اهداف  واقعگرایی سیاسی  اکنون تهدید به برافروزی انقلاب شده  که خود یک محصول جانبی از واقع گرایی روشنفکران قرن بیستم می باشد..
  یکی از روشنفکران برجسته نیز اخیرا نوشته است، « موضع نئولیبرالیسم  فرهنگی نیست،  بلکه شرط تصور عنوان یک اقدام  درتبدیل به فرضیه واقعی خاص  بجای فرضیه های دیگر است که  نمی توان  آن را بیان کرد . و تنها مرزی برای تخیلات سیاسی است. ».
 و اکنون بایدهمین با همین مسائل در مسیر خود حرکت کند؟ بطوریکه باید با بریکست، دونالد ترامپ  و داعش  با حداقل ابزار فرهنگی ربرو می شود؟
یا شاید زمان آن رسیده باشد که  به تجدید بررسی فکر روشنفکران قرن بیستم بپردازیم ، که آینده ای نامعلوم را  با تخیل برایمان ترسیم کرده بودند.
نویسنده در پاسخ به  انتقادات شوکه آور،می نویسد :   نگاه  لیبرالیسم پس از سال ها جنگ جهانی ، دراین ختم شده است که آنها به سادگی فاقد  انرژی لازم برای پایان دادن واقعی به خشونت ها هستند، و در عوض، آنها مسئولیت ثبات را برای انتقال  خشونت به مناطق دیگر  انتخاب کرد ه اند یعنی یک صلح با جابجایی گمراه کننده. به عبارت دیگر، لیبرال فاقد شجاعت برای رسیدگی  واقعی  به خشونت  ها و پایان دادن به آن است، و بنابراین تبرئه قتل عام امپریالیسم و جنایات قومی محلی توسط  خود جوامع  انجام می شود که این موضوع حجم شکست اخلاقی لیبرالیسم را بیش از پیش آشکار کرده است
در حالیکه  زمینه تاریخی تغییر پیدا کرده و آخرین دستور کار سیاسی  و  ایده تاریخی، اخلاقی و یقین تبخیر شده است، و  بدیهی است ما بسیار بیشتر از تاریخ فرهنگی موجود به درک و راهنمای کار سیاسی صحیحی نیازمندیم.
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
  منبع:
The Deflationary Mind (Mark Lilla)" by David Sessions




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.