محتشم کاشانی – تک‌بیت‌هایی برگزیده از اشعار ۲

-------- ‍‍‍{ ✿❀✿ } --------
════════════════
گفته بودی می‌کنم با محتشم روزی وفا
شاه خوبان ! وعده کردیّ و وفا کی می‌کنی ...

────────────────
چند سویت نگرم ؟ عشوه‌ی چشمی بنما
عشوه‌ی چشم نباشد گرهِ ابرویی !

────────────────
من آن نیَم که نهم پا ز حد برون ، ورنه
میانه‌ی من و سرحدِ وصل یک قدم است

────────────────
انگیختم غباری و آزردمش به جان
خاکم به سر ببین که چه کردم به جان خود

────────────────
من ز تقصیر تو رسوای دو عالم نشدم
شهره‌ی عشق تو رسواتر از این می‌باید

────────────────
یاری یاران مرا از یار دور افکنده است !
کافرم گر بعد از این یاری کنم الّا به یار

────────────────
دی که بهر قتل می‌کردی شمار عاشقان ،
من یقین کردم که پیشت در حسابی نیستم !

────────────────
چه کنی امیدوارم به بقای صحبت ای گل ؟!
تو که پای بر صُراحی زدی و قدح شکستی

═══════ * ═══════
❖ #محتشم_کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.